نتیجه ازمایشات وانجام نمونه برداری
سلامی دوباره بر دوردانه مادر.....
مامان جون امروز حس زیاد بالایی ندارم حالم خیلی خوش نیست نمیدونم میتونم اینارو اینجا بگم یانه...شایدم براش رمز گداشتم تا وقتی یه روزی خودت بزرگ شدی بیای وبخونی نمیدونم مادری اون موقع من هستم یا نه اما همین حس نبودن داره عذابم میده من پسرمو دوست دارم و دوست دارم یزرگ شدنش رو ببینم ارزومه روزای نوجوونیت رو ببینم مامانی دانشگاه رفتنت رو موفقیت هات رو و دوماد شدنت رو.
مامان جون دیروز صبح که رفتیم دکتریعنی ساعت6نیم تا 8نیم شب برگشتیم خونه هم من کلی خسته بودم هم بابایی جونت بزار از اول بگم اول رفتیم بیمارستان بعثت پیش دکتر عباسی اونجا ازمایشامو دید وگفت بایود نمونه برداری بشی یک سونوگرافی از کبد وتهالم گفت که انجام بدم میدونی مامانی نمونه برداری واسه چیه مامان جون دکتر نسبت بهم مشکوک شده ....مشکوک به سرطان....میخواد ازمایش مغزو استخون انجام بده وای مامانی خیلی میترسم هم از ازمایشش هم از جوابش ...ولی دکتر میگه الکی خودت و نگران نکن من این نمونه برداری رو برای بیشتر مریضام انجام میدم تا از همه چیزشون مطمعن بشم ما باید بفهمیم کمبود پلاکتت برای چیه از اول بوده یا حالا این طوری شده...مامانی پسر گلم باباییت داره همش مطمعنم میکنه هیچی نیست الکی دارم خودمو نگران میکنم اما من که اصلا نگرانیم رو نشون ندادم اخه باباییت از کجا فهمیده نمیدونم اما امروز ساعت چهار باید بریم مطب تا نمونه برداری انجام شه امه بعد بیمارستان بعثت رفتیم فجر تا سنوهام رو انجام بدم هم ببینم جوجه ی مامان در چه حاله هم وضعیت کبد وتهالم..اره مامانی بعد کلی دنگو فنگ کشیدن بالاخره سنوهارو هم انجام دادم که خدارو شکر جوجم که خوت باشی بزرگ و بزگ تر شدی و سالم و سلامت و کبدو تهالم هم مشکلی نداشت و باز هم خدارو شکر .....اما ماما نی وقتی بابایی جواب سونوهارو گرفت به من نمیداد وکلی اذیت میکرد داشتیم میرفتیم پیش دکتر زنانم خانم دکتر پور اعذمی که فکر کن چی دیدیم....یه دفعه یک نفر از بغل بلند گفت سلاااام وقتی ما برگشتیم دیدم خانم دکتر همت بلند میشناسیش مامانی؟؟؟ فقط میتونم بگم که من و بابایی به اون خانم دکتر خیلی مدیونیم و ما خیلی خیلی دوسش داریم اون اومد جلو سونوتو دید توی وروجکم دید و خیلی خوشحال بود و از ما قول گرفت که حتمی یه روز تورو بریم تا ببینتت و اما بعد مامان گلم دکتر زنانت نبود و من نتونستم وضعیتمو چک کنم واما خوب تا ساعت چهار هنوز خیلی راه بود بابایی گفت حالا چیکار کنیم نمیتونستیم که برگردیم خونه اخه یک ساعت باید تو راه باشیم که کلا میشد دو ساعت من گفتمش حالا باید بریم یه چیز بریزیم تو ابن شکمامون که بوفه همون جا رفتیم و ساندویچ خوردیم بعدم رفتیم پارک یه یک ساعتی زیر سایه خوابیدیم بعدم رفتیم سمت مطب که اونجا هم واسه خاطر جناب دکتر کلی معطل شدیم اما مامانی من دیگه دلشورم به اوج خودش زمانی رسید که دکتر اومدو مارو گفت بریم داخل مامان نمیدونم از لحظات نمونه برداری بگم یا نه خیلی سخت بود بابایی جلو چشامو گرفته بود و من گریه میکردم و دست بی نوای بابایی رو گاز میگرفتم اما فکر کنم همه اینا به سالم بودن تو و خودم می ارزه فقط تمام امیدم به خداست که مشکلی نداشته باشم اخه مامانی اگه تنها بودم هیچی اما الان که تو وبابایی رو دارم چطور میتونم باهاش کنار بیام نمیتونم مامانی میخوام قوی باشما اما نمیشه...دکتر بعد نمونه برداری از مغط استخون گفت فردا ببریم ازماشگاه خودش میره چک میکنه بعد بابایی بره بیمارستان تا جوابشو بهش بگه البته ابنم ذکر کرد که نیازی نیست که خودم برم همون بابایی کافیه....مامان جون دیگه چی بگم از این که اون جا فشارم افتاد پایین و بابا کلی اب قند به خوردم داد بعد تو راه برگشت به کلی ترافیک برخوردیم که بعد حال من دوباره بعد شد وبالا اوردم ودوباره سرگیجه که امونم رو بریده بابایی یه اب معدنی خرید و من باهاش دستو صورتم رو شستم و بهتر شدم.
مامانی از وقتی اومدیم خونه بابایی داره مثل پروانه دورم میچرخه نون خرید تن ماهی هم خرید وشام درست کرد خلاصه همه کارا رو انجام داد وکلی زحمت کشید...ولی همش به من زیر زیرکی نگاه میکرد اخرشم من بهش گفت چته بابا قرار نیست که همین امروز بمیرم هستم حالا حالا ها پیشت او منو بوسید نوازش کرد پاهامو بوسید وگفت خدا نکنه که چیزیت بشه که من دق میکنم تو باید باشی پسرمون بهت نباز داره من بهت احتیاج دارم دیگه نبینم از این حرفا بزنی . من غرق لذت شدم از داشتن شوهر به این خوبی که تو بد ترین شرایط باهامه و هیچ وقت تنهام نمیزاره .
راستی بابایی امروز صیح ازمایشمو برد بیمارستان و حالا تماس گرفت که داره میاد.
از خدا میخوام مشکلی نباشه و مثل همیسه پشت و پناهم تو همه روز ها مخصوصا روز های سخت بود حالا هم باشه و تو جوجه مامان سالم باشی و این دو ماهی هم سالم تموم شه به امید خدا.



نتیجه ازمایشات وانجام نمونه برداری 
